آیینه پژوهش
(١)
مراكز تحقيقاتى حوزه علميه قم وچگونگى هماهنگى آن - درايتى مصطفى
١ ص
(٢)
نگاهى به شعرحكيم سبزوارى -
٢ ص
(٣)
نشانه ها و مهرهاى مالكيت در نسخه هاى خطى عربى - انصارى (محقق) نوش آفرين
٣ ص
(٤)
آيا نويسنده مى تواند قاضى كتاب خود باشد - اسفنديارى محمد
٤ ص
(٥)
سالشمار حوادث پانصد ساله نخستين تاريخ اسلام - شکورى ابوالفضل
٥ ص
(٦)
نخستين ترجمه هاى لاتينى قرآن كريم - معايرجى حسن
٦ ص
(٧)
درباره گزيده قصايد سعدى - احمدى بيرجندى احمد
٧ ص
(٨)
سيرى در مجموعه نظريات شوراى نگبهان - کديور محسن
٨ ص
(٩)
نقدى بر كتاب سرزمين و مردم سوريه - گلى زواره غلامرضا
٩ ص
(١٠)
مجموعه آثار علامه طباطبايى - فسائى محسن
١٠ ص
(١١)
كتابى سودمند در تاريخ امويان - انصارى قمى محمدرضا
١١ ص
(١٢)
پژوهشهاى در آستانه نشر - مهدوى راد محمدعلى
١٢ ص
(١٣)
طرح مقدماتى تدوين دائرة المعارف تاريخ پزشكى در اسلام و ايران - مهدی مح
١٣ ص
(١٤)
آكادمى اسلامى كُلن - اصلاحى رضا
١٤ ص
(١٥)
معرفيهاى اجمالى -
١٥ ص
(١٦)
معرّفيهاى گزارشى -
١٦ ص
(١٧)
مجله هاى پژوهشى و فرهنگى - بذر افشان رمضانعلي
١٧ ص
(١٨)
كتابشناسى زينب كبرى سلام الله عليها - انصارى قمى ناصر الدين
١٨ ص
(١٩)
نامه ها -
١٩ ص
(٢٠)
اخبار
٢٠ ص

آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩ - نقدى بر كتاب سرزمين و مردم سوريه - گلى زواره غلامرضا

نقدى بر كتاب سرزمين و مردم سوريه
گلى زواره‌ غلامرضا


سوريه كشورى است با چهره طبيعى متفاوت كه در شرق درياى مديترانه واقع شده و ١٨٥١٨٠ كيلومتر مربع وسعت دارد.(١)
سرزمينى كه اكنون به نام سوريه مشهور است, از سرزمينهاى باستانى آسيا و خاورميانه است كه نه هزار سال قبل از ميلاد, مسكونى بوده و در حدود سه هزار سال قبل از ميلاد صاحب تمدنى درخشان بوده است.(٢) در هزاره دوم قبل ازميلاد, سلسله (مارى) (آمورى) در آن حكمرانى مى نموده اند كه حدود بيست هزار لوحه خاك رُس از آنها به دست آمده است. اين ناحيه در هزار و دويست سال قبل از ميلاد به وسيله آراميها اشغال گرديد و بعد از آن آشوريها و بابليها در اين سرزمين حكومت مى كردند. در قرون قبل از ميلاد بخشهايى از سوريه جزء فنيقيه بود. در عصر امپراطورى, پارسها كه نقاط تحت قلمروشان شامل بيست و سه (ساتراپ) (ايالت) بود, سوريه, فلسطين و قيرس, پنجمين ساتراب آنها محسوب مى گرديد.
دولت روم به مدت چهار قرن سوريه را در اختيار داشت و با تجزيه آن به دو بخش شرقى و غربى سوريه جزء قلمرو امپراطورى روم شرقى (بيزانس) گرديد.
در سال ٦٣٥ ميلادى و در زمان ابوبكر, خالدبن وليد شام (سوريه فعلى) را متصرف گرديد. اين فتح بزرگ پس از شكست روميان در نبرد يرموك نصيب مسلمانان شد و در سال ٦٨٠ ميلادى زبان رسمى اين كشور, عربى گرديد.(٣)
در زمان خلافت عثمان, حكومت شام به معاويه واگذار شد و او در مقابل حضرت على ـ ع ـ جبهه گيرى كرد و از در مخالفت و عصيان با آن امام وارد گرديد و عده اى از اصحاب و شيعيان خالص اهل بيت را به شهادت رسانيد. حضرت امام حسن مجتبى ـ ع ـ با دسيسه وى و به وسيله زهر هلاهل, شهيد گشت. وى بر خلاف معاهده اى كه با آن امام منعقد نموده بود, يزيد را به عنوان جانشين خود تعيين كرد و زمينه ظلم دامنگسترى را فراهم كرد تا جايى كه آن ستمگر, امام حسين ـ ع ـ و يارانش را به شهادت رسانيد و اهل بيت ايشان را به اسارت درآورد. دمشق تا سال ٧٢٥ ميلادى, مطابق با ١٢٧ هجرى, مركز خلافت بنى اميه بود.
ابوذر غفارى به خاطر حمايت از اهل بيت عصمت و طهارت, توسط عثمان به شام تبعيد گرديد و به دستور معاويه به وسيله شترى لاغر و بدون پوشش به مدينه بازگردانده شد; به گونه اى كه گوشت پاهاى آن صحابى خاص پيامبر اسلام ـ ص ـ و حضرت على ـ ع ـ از هم متلاشى شده بود. وجود با بركت ابوذر در سوريه باعث رواج تشيع در اين كشور شد و چون حكّام اموى با شيعيان مخالفت مى نمودند و به شديدترين نحوى حاميان ائمه را به شهادت مى رسانيدند, در حالتى از تقيه روزگار مى گذرانيدند. پس از آن آثار شيعه در سوريه احيا گرديد و آثار بنى اميه روبه ويرانى نهاد. حتى در درون گنبد مسجد اموى نام ائمه حك شده است و هم اكنون شيعيان در امور سياسى, بازرگانى دخالت دارند و آزادانه به اجراى برنامه هاى ويژه خود مى پردازند.(٤)
پس از بنى اميه, تركان سلجوقى بر اين سرزمين حكومت مى كردند. سلجوقيان از سال ١٠٩٦ ميلادى تا سال ١٢٧٠ ميلادى درگير جنگهاى صليبى بودند كه اين نبردهاى خونين با رشادت و شجاعت صلاح الدين ايوبى و به نفع مسلمانان خاتمه يافت. در سال ١٥١٦ ميلادى سوريه به دست سلطان سليم اول سقوط كرد و به مدت چهار قرن جزو قلمرو دولت عثمانى قرار گرفت (تا ١٩١٨ ميلادى). پس از اضمحطلال اين ابرقدرت مسلمان, سوريه جزء مستعمرات فرانسه قلمداد گرديد و اين سلطه گرى را جامعه ملل تحت عنوان (قيموميت) به رسميت شناخت. در مدت متجاوز از بيست سالى كه سوريه را تحت انقياد خود درآورده بود, به بمباران شهرها پرداخت. بسيار از مردم را كشت و نهرهاى خون را جارى ساخت تا اينكه در سال ١٩٤٥ ميلادى پس از مبارزات خونين مردم, سوريه به استقلال دست يافت.(٥)
پس از استقلال, سوريه كودتاهاى متعددى را نظاره گر بود و به ترتيب گروههاى ناسيوناليستى, نيروهاى نظامى, جناحهاى چپ و راست حزب بعث, مدتى قدرت را به دست مى گرفتند. سوريه در ١٥ مه سال ١٩٤٨ در جريان جنگ اعراب بر عليه اسرائيل شكست خورد و همچنين در جنگ ١٩٦٧ اعراب و اسرائيل, بخشى از سرزمين خود (ارتفاعات جولان) را از دست داد.
از سال ١٩٧٠, حافظ اسد كه از جناح ميانه رو حزب بعث بود, با كودتايى بر روى كار آمد و در سال ١٩٧١ پس از انتخاب, رييس جمهور سوريه گرديد. سوريه از كشورهاى مهم جهان اسلام محسوب مى گردد و جزو كشورهاى مترقى خاورميانه عربى به شمار مى آيد و در برخورد با دولت غاصب اسرائيل, تاكنون موضع خوبى اتخاذ كرده است.* كتاب سرزمين و مردم سوريه
قبل از انقلاب شكوهمند اسلامى ايران, توسط بنگاه ترجمه و نشر كتاب, آثارى تحت عنوان (چهره ملل) به بازار كتاب عرضه مى شد كه به معرفى سرزمين و مردم كشورها مى پرداخت. در رأس هيئت مديره اين مؤسسه, جعفر شريف امامى قرار داشت و بازرس آن فردى به نام ادوارد ژوزف بود. از موارد استثنا كه بگذريم, نويسندگان كتابهاى مذكور با انگيزه هاى سياسى و اغراض جاسوسى به تأليف اين گونه آثار مى پرداختند و در لابلاى كتاب به تبليغ فرهنگ غربى و مذهب اروپائيان پرداخته و فرهنگ ملل جهان سوم و كشورهاى اسلامى را مسخ مى نمودند.
فعاليت مذكور كه نفس آن قابل تحسين مى باشد, بعد از انقلاب اسلامى توسط شركت انتشارات علمى و فرهنگى به نحو مطلوبى و با اصلاحات و تغييرات قابل توجه و دقت وامعان نظرى شايسته, ادامه يافت.
به تازگى توسط اين مؤسسه كتابى انتشار يافته تحت عنوان سرزمين و مردم سوريه كه نويسنده آن پُل كوپلند است و به وسيله آقاى فريبرز مجيدى ترجمه و در ٢٣٨ صفحه و ١٧ فصل عرضه شده است. گرچه كتاب, اطلاعات قابل توجهى را در خصوص مسائل جغرافيايى, سياسى, تاريخى و فرهنگى سوريه ارائه مى دهد, اما نگارنده به نكاتى برخورد كه احساس نمود نويسنده آن اغراضى را تعقيب مى نموده و در مواردى هم دچار اشتباهاتى شده است كه مترجم محترم هم بدون هيچ گونه توضيحى از آن گذشته است:
نويسنده در صفحه ٤٧ كتاب, اسلام را اين گونه معرفى مى كند:
(… اسلام … شيوه زندگى اى بود كه براى اقوام بيابانى كمال تناسب را داشت, زيرا قواعد معينى درباره سلوك نيكو, فرصت هاى مهيّجى براى فتح و تغيير كيش, و وعده زندگى آينه اى رها از سختى هاى بيابان ارائه مى داد… اسلام زبان مشترك عربى را در ميان اقوام متعدد انتشار داد. علاقه اعراب به شعر و پرداختن آنان به از بر خواندن اشعار باعث شد كه عشق به زبان به مناسبت اصوات موسيقيانى خود آن بسط و توسعه يابد….)
در اين سطور نويسنده مى خواهد به خواننده اين گونه القا كند كه علت پذيرش اسلام از سوى عربها به خاطر تناسب آن با زندگى ايشان و نيز رواج زبان عربى بود و در واقع به اين آيين جهانى و جاودانى و فطرى رنگ ناسيوناليستى مى دهد.
در صفحه ٦٢ كتاب در مورد ماه رمضان آمده است:
… ماه رمضان تقريباً همان قدر براى مسيحيان جنبه آزمايش دارد كه براى مسلمانان هيچكس به اندازه كافى نمى خوابد, خستگى افزايش مى يابد, اخلاقها به نحسى مى گرايد و با بلند شدن روزها تعداد دعواها و كتك كاريها بيشتر مى شود).
و در صفحه ٦٣ مورد عيد فطر كه از اعياد اسلامى است مى نويسد:
(… پايان ماه رمضان با ترتيب دادن ضيافت جشن گرفته مى شود اين جشن كه عيد فطر نام دارد معمولاً سه روز طول مى كشد و تركيبى است از كريسمس و عيد قيام مسيحيان…)
عجيب است نويسنده اى كه عيد فطر را سه روز مى داند! به تحليل آن نيز پرداخته است.
در صفحه ٤٩ كتاب آمده است:
… مردان بجاى ور رفتن با سيگار, رشته نخى با خود حمل مى كنند كه سى و سه مهره به آن كشيده شده و به طور مداوم آنها را از زير انگشت مى گذرانند. بسيارى از اعراب مسيحى از همين وسيله, كه آن را (مهره هاى) اندوه مى نامند, استفاده مى كنند, اين سى و سه مهره در نزد مسلمانان معرف نامهاى خدا, و در نظر مسيحيان مبين سالهاى عمر مسيح…
در صفحه ٨٢ كتاب كه به معرفى خلفاى اسلام مى پردازد, نويسنده از جانشين واقعى پيامبر اسلام, يعنى حضرت على ـ ع ـ هيچگونه يادى نكرده و نوشته است:
با مرگ حضرت محمد (ص) ابوبكر به عنوان خليفه برگزيده شد… سپس عمر انتخاب شد و رهبرى پر تحركى از خود نشان داد….
اما از معاويه,اين گونه ياد مى كند:
ييك سردار جوان عرب, معاويه, به فرمانروائى منصوب شد و دمشق را پايتخت خود ساخت. خط مشى بردبارانه او موجب شد كه همه زيردستان كه اكثرشان هنوز مسيحى بودند با او بيعت كنند. همسرش نيز مانند بسيارى از مأموران دربار او مسيحى بود!
در ٦٦١ [ميلادى] ٤١ هجرى قمرى معاويه به سمت خليفه دنياى مسلمين برگزيده شد, او سلسله مشهور امويان را كه براى دمشق و سوريه عزت و افتخار به بار آورد[؟] بنياد نهاد. معاويه در بستر مرگ, پسرش يزيد را به جانشينى خود تعيين كرد. اعلام اين خبر, رسم قبيله اى انتخابات را درهم شكست و اصول موروثى سلسله هاى اسلامى را استقرار بخشيد, اصلى كه از آن پس دنبال شد.…
اين آقاى نويسنده مسيحى و اروپايى دليل خوبى و تعريف و تمجيد از امويان را خوش سلوكى آنها با مسيحيان مى داند. گويا مسلمانان واقعى كه از دست اين خلفا ستمها ديدند, انسان نبوده اند! وى مى نويسد:
… در سراسر دوره حكمرانى امويان, خلفا به بردبارى در مسايل دينى شهره بودند. بسيارى از مسيحيان با استعداد, مقامهاى عالى را بر عهده گرفتند و برخى به فرماندارى منصوب شدند. زبان يونانى, زبان رسمى بود. چندتن از امويان همسرانى مسيحى داشتند كه مجاز بودند به معتقدات خود پاى بند باشند….
وى در مورد تاريخ صدر اسلام هيچ اشاره اى به جريان كربلا و شهادت حضرت امام حسين ـ ع ـ ننموده و از تاريخ اسارت اهل بيت آن سرور ذيل تاريخ شام, ذكرى به ميان نياورده است.
در صفحه ٨٤ كتاب, نويسنده به غلط, عباسيان را شيعى مى داند و علت مخالفت با آنها را برخورد نامناسب اين سلسله با مسيحيان مى داند:
سيصدو پنجاه سالى كه از پايان خلافت امويان تا نخستين جنگهاى صليبى سپرى شد سالهايى بود كه سوريه در طى آن بر اثر نفاق رو به متلاشى و زوال رفت, رابطه بى تكلّف ديرينه ميان مسيحيان و مسلمانان, كه بر پايه احترام متقابل استوار بود, جاى خود را به اهانت و آزار داد….
نويسنده در خصوص اعمال عبادى سياسى ـ حج, نظرى به شرح زير دارد:
آخرين ركن از اركان پنجگانه اسلام[؟!] حج است. از هر مسلمان خوب انتظار مى رود كه در مدت عمرش دست كم يك بار به زيارت مكه برود. اين كار در زمان حضرت محمد(ص) كه مؤمنان كاملاً نزديك به مكه بسر مى بردند, كار چندان دشوارى نبود…. امروزه صدها هزار زاير ناگزيرند كه به موقع به مكه انتقال داده شوند. مسكن و غذا برايشان تهيه شود, جامه هاى تشريفاتى بپوشند و براى هر يك گوسفندى جهت قربانى فراهم گردد…. مراسم حج كه انجام گرفت آخرين روز, يعنى دهم ذوالحجه در سراسر جهان اسلام جشن گرفته مى شود. گوسفندى براى برگزارى جشن قربانى مى گردد… گوسفند به همان اندازه جنبه سنّتى دارد كه بوقلمون براى جشن شكرگزارى يا غاز در هنگام عيد ميلاد مسيح…. (ص٦٤ و ٦٥).
نويسنده طبق آمار سال ١٩٨٥ ميلادى تعداد جمعيت سوريه را ١٠/٥ ميليون نفر ذكر كرده و ادعا دارد كه (تقريباً هشتاد و پنج درصد آنان مسلمانند). در حالى كه طبق آمار سال ١٩٧٩ ميلادى كه اين كشور ٨٣٥٠٠٠٠ نفر سكنه داشته و ٨٨% آن مسلمان بوده اند و بنابراين در تاريخ مذكور (١٩٨٥) متجاوز از ٩٠% مردم سوريه پيرو اسلام بوده اند. و در حالى كه مؤلف كتاب در جاى جاى اثرش از مسيحيان و آثار مسيحيت سوريه سخن مى گويد (در حالى كه اين گروه اقليت ناچيزى در سوريه هستند) از اسلام و مسلمين كمتر سخن گفته و هر جا هم كه اشاره اى داشته, به گونه اى مغرضانه و اگر خوش بين باشيم, از روى خطا مطالبى را مطرح نموده است. نگاهى به صفحات كتاب و دقتى درفهرست راهنما (اعلام) اين واقعيت را بخوبى روشن مى كند.
در اين كتاب از گروههاى مختلف مذهبى و ملى صحبت شده, اما در خصوص شيعيان مطلب در دو ـ سه سطر خلاصه گرديده و سعى نويسنده بر اين است كه شيعيان را گروهى منزوى و بى آثر معرفى كند و از آنها به عنوان افرادى كه در روستاهاى دور افتاده زندگى مى كنند, ياد مى نمايد.
در معرفى آثار سوريه و نيز مواريث فرهنگى اين سرزمين اسلامى از فهرست كردن مشاهد مقدس و اماكن مذهبى و آثار شيعيان اجتناب شده است; گرچه مترجم محترم توضيح مختصرى در چند سطر مى اورد; اما نمى توان اين جرم نابخشودنى مؤلف را ناديده گرفت.
فهرست آثار شيعى كه در اين كتاب بايد بدان اشاره مى گشت, مى توان به شرح زير خلاصه نمود:
ـ بارگاه مطهر حضرت زينب; گنبد و بارگاه حضرت رقيه;
ـ مقام حضرت سكينه; مقام حضرت ام كلثوم;
جايگاه مقدس راس الشهدا; مقام والاى راس الحسين عليه السلام; مقام حضرت عبدالله فرزند حضرت امام سجاد ـ ع ـ آرامگاه ميمونه دختر امام حسن ـ ع ـ آرامگاه حميده دختر مسلم بن عقيل; بارگاه مقداد ابن الاسود الكندى; مرقد بلال حبشى; مقبره عبدالله جعفر طيار; مقبره حجربن عدى و جايگاه مقدس اصحاب كهف.(٦).
نويسنده كتاب در فصل دوازدهم از حَلَب به عنوان مركز صرفاً بازرگانى سخن ياد كرده, در حالى كه اين شهر محل سكونت حضرت ابراهيم و از پايگاههاى مهم شيعه در تاريخ اسلام است. اين شهر در سال شانزدهم هجرى بدون خونريزى و جنگ توسط مسلمانان فتح گرديد. حلب در دوران سلسله (حمدانى) به اوج شكوفائى رسيد و حكومت سيف الدوله على بن عبدالله بن حمدان در حلب و شام و جزيره, نشر تشيع را موجب گرديد و در نتيجه سوريه در اين دوران محل بسيارى از شيعيان بوده است. در اين عصر علماى اسلام موفق شدند آثار گرانبهائى را به شيفتگان علوم اسلام عرضه دارند. مواريث فرهنگى حلب نيز جالب است; از آن جمله مسجد جامع كبير, جامع توته, آرامگاه حضرت زكريا, مقبره شيخ شهاب الدين سهروردى عارف و فيلسوف شيعه و مقبره عماد الدين سنيمى (شهيد شيعه). چه خوب بود كه در اين كتاب اشاره اى هر چند فهرستوار به اين مسائل مى شد و اگر نويسنده نخواسته بدانها اشاره كند, مترجم محترم بدانها اشاره اى گذرا مى كرد.
مؤلف كتاب در چندين جاى از رژيم اشغالگر قدس به عنوان كشور اسرائيل ياد كرده و از آن به عنوان: (قدرت بالنده صهيونيست) نام برده و در ادامه خواسته است دولت انگلستان را از جرمى كه در رابطه با موجوديت دولت اسرائيل مرتكب شده, معاف كند:
… رهبران صهيونيست اعلاميه* [بالفور] را به منزله دعوتى به ايجاد يك دولت سياسى, تعبير مى كردند. هنگامى كه بريتانيا, كه از خطر مهاجرت دسته جمعى به فلسطين كوچك, آگاهى يافت, مرزها را بست. يك ارتش زيرزمينى صهيونيستى به حملاتى تروريستى به قواى بريتانيا و روستاهاى عربى اقدام كرد. دستگاه مديريت بريتانيا كه از كوششهاى ناموفق خود در مصالحه راه حلها متنفر شده بود, مسأله را به سازمان ملل متحد محول كرد و آخرين بخش قواى خود را در ١٤ مه ١٩٤٨ بيرون برد…. (ص ٢٠٧ و ٢٠٨).
وى علت عقب افتادگى سوريه و ساير ملل عرب را دليل زير مى داند:
… نه او [سوريه] و نه هيچ يك از ملتهاى ديگر عرب منظور دموكراسيهاى غربى را به درستى نفهميده اند يا كمكى از آنها نخواسته اند…. (ص٢٠٥).*

 

پى نوشت
(١) جغرافياى كشورهاى اسلامى. عبدالرضا آخوند فرج. (تهران, وزارت آموزش و پرورش).
(٢) جغرافياى كامل جهان. حبيب الله شاملونى. (تهران, انتشارات بنياد, ١٣٦١).
(٣) سوريه. ناصر صبح خيز و زهرافرد. (تهران, ١٣٦٣).
(٤) تاريخ شيعه. علامه مظفر. ترجمه سيد محمدباقر حجتى. (تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, ١٣٦٨).
(٥) گيتاشناسى كشورها. محمود معجوب و فرامرز ياورى. (تهران, مؤسسه گيتاشناسى, ١٣٦٢).
(٦) راهنماى زوار. احمد كنعانى. (تهران, انتشارات طاهرى, ١٣٦٣).